امام موسي صدر ، فرزند زمان خويشتن
امير المومنين توصیه ای تربیتی دارند با اين معنا که :
لا تقسروا اولادکم علي آدابکم فانهم مخلسوقون لزمان غير زمانکم. « فرزندان خود را بر آن اساس که خود تربيت شدهايد تربيت نکنيد که اينان براي عصر و زماني غير از عصر و زمان شما آفريده شدهاند. »[1]
هر عصري مقتضياتي دارد و بر همان اساس است كه انسانهاي خاص خود را مي طلبد . انسانهايي كه در عصر خود زندگي كنند که گذشته چراغ راه آينده آنهاست و اين هنر انسانهايي كه فرزند زمان خويشتن اند انسانهايي كه فكر عقايدشان ، ايمانشان ، شيوه زندگي شان تقليدي و موروثی نيست. انسانهايي كه در پي كشف دنياهاي جديد هستند پرده هاي كهنه و قديمي درك از واقعيات و عقايد را به كناري مي زنند و مناظري جديد را به ديده خود و ديگران آشنا مي كنند.
بي شك يكي از دلايل موفقيت و اقبال امام صدر در لبنان نو گرايي و شيوه نويي بود که بارفتار عملي خود به عنوان يک عالم ديني از اسلام به نمايش مي گذاشت.
شايد يكي از بارزترين ويژگي هاي امام صدر نوع نگاه وي به دين بوده است . نه مانند روحانيون سنتي بي اعتنايي به امور سياسي را پيشه كرد و به كنج عزلتي خزيد و به عبادت پرداخت و يا تنها به در حوزه ماند و درس گرفت و درس دادو به دين محض پرداخت ، بلکه کوششي داشت روشتفکرانه براي شناساندن آنچه را که هدايتگر واقعي جامعه مي دانست ، و اين يک تلاش علمي محض که با ارائه سخنرانيها ونوشتن مقالات و نقد هاي علمي و حضور در سمينارها و کنفرانسهاي علمي و تحقيقاتي صورت مي گيرد، نبود بلکه کساني که با امام موسي صدر در ارتباط بوده اند نسخه عملي عقايدش را در خود وي مي ديدند و چون بسيار نزديک به فطرت آنها بود مجذوبش مي شدند. نگاه وي به دين يك نگاه جامعه شناسانه بود وي دين را وسيله اي براي ساختن جامعه و اداره جامعه مي ديد و بزرگترين هدف وي وارد كردن دين در امورات زندگي مردم بوده است نه در حد نماز و روزه و امور عبادي و اعتقادي اينچنيني كه از قبل نيز اين گونه موارد در شئون زندگي مردم حاضر بود. نه چيزهاي که محدود به مساجد و منازل باشد و منحصر به وعظ و ارشاد و مشاجد و حسينيه ها.[2] ديني که بتوان دنياي افراد را با آن مديريت کرد و به درد دنياي آنها بخورد پيش از آنکه بکار آخرتشان برايد . آن روزهادر ميان شيعيان لبنان از دين فقط اسمي بود و ديگر هيچ به تعبير دكتر شريعتي اسمش بود ولي رسمش نبود .در واقع امام صدر اسلام را به عنوان بك تفكر رهايي بخش ، آزادي بخش عدالت گستر و ظلم ستيز مي ديد . امام صدر تلاش مي كرد كه مسير ناتمام سيد جمال؛ که يكي از مصلحان اجتماعي تاريخ معاصر ايران به شمار مي آيد و هدفش آگاه ساز ملت بود ؛ را به پايان برساند . [3]
وي در شناساندن دين به مردم از هيچ كوششي و ابتكاري فروگذار نبود گاه بجاي پدر روحاني و كشيش مسيحيان در كليسا حاضر مي شود وخطبههاي عيد موعظه روزه را (در زمستان 1353) در حضور شخصيتهاي بلندپايه مسيحي لبنان در كليساي كبوشيين بيروت ايراد مي نمايد . شارل حلورئيس جمهور اسبق لبنان در اين باره مي گويد:
«براي اولين بار در تاريخ مسيحيت يک روحاني غير کاتتوليک در يک کليساي کاتوليک و براي جمعي از مومنان در جايگاه موعظه سخن مي راند . اين اتفاق نه تنها اعجاب انگيز بلکه موجب تأمل و تفکر عميق و دراز مدت است .» [4]
وگاه از علما و اديبان مسيحي دعوت مي کند تا در اعياد شيعيان شرکت کنند . [5] و اگر جنگ داخلي لبنان اجازه مي داد بنا داشت كاردينال ماروني لبنان را براي ايراد خطبههاي يكي از نمازهاي جمعه شهر بيروت دعوت نمايد . وگاه سعي در آن دارد تا «بولوس سلامه» شاعر مسيحي که شيفته علي (ع) و حسين (ع)است و مي خواهد به ديدن حرم اميرالمومنين برود در فضاي بسته آن روز به نجف بفرستد .[6]
و اينها همه در مقام حرف گفتنش ساده است و در عمل انساني در جايگاه امام صدر ؛ که رهبر شيعيان لبنان است ؛ بايد خيلي از حرفها را بجان بخرد تا در فضائي سنتي حوزه هاي آن زمان ( خصوصاً نجف ) كه حتي فلسفه خواندن مساوي با شرك معنا مي شد اينكه عاليترين مقام شيعه با مسيحيان حشر و نشر داشته باشد و در جهت وحدت جامعه حتي در كليسا براي آنان سخنراني كند، تاريخ شيعه تاكنون سابقه اي از آن را ثبت نكرده است موضوعی امام صدر براي انها هم هزينه هاي فراواني نيز پرداخت .
([1]ابن ابي الحديد، شرح نهجالبلاغه.
[2] ) عزت شيعه جلد دوم ، محسن کماليان ، انتشارات صحيفه خرد صفحه 199
[3] )عزت شيعه جلد دوم ، محسن کماليان ، انتشارات صحيفه خرد صفحه 393 و 394
[4] ) اديان در خدمت انسان –موسسه فرهنگي –تحقيقاتي امام موسي صدر چاپ اول تهران 134- صفحه 13
[5] ) عزت شيعه جلد دوم ، محسن کماليان ، انتشارات صحيفه خرد صفحه 425
[6] ) عزت شيعه جلد دوم ، محسن کماليان ، انتشارات صحيفه خرد صفحه 363
