موسسه
امام صدر، 1388/5/19
دانشگاه فردوسی مشهد با
همکاری مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، همایش بین المللی «امام موسی صدر؛
انسانِ عقل و اخلاق» را در مشهد برگزار میکند.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر،
این همایش در روزهای 24 و 25 آذر 1388 در آمفی تئاتر دانشکده علوم اداری و اقتصادی
دانشگاه فردوسی مشهد برگزار خواهد شد.
پژوهشگران و محققان علاقه مند، میتوانند آثار خود را
حداکثر تا تاریخ پانزدهم آبان 1388 در موضوعات ذیل برای دبیرخانه این همایش ارسال
کنند:
موضوعات پیشنهادی برای مقالات عبارتاند از:
ـ تأثیر سیره معصومان بر اندیشه و عمل امام موسی صدر؛
ـ هویتبخشی به شیعیان لبنان در پرتو معارف رضوی؛
ـ انسان در منظومه فکری امام موسی صدر؛
ـ امام موسی صدر و توسعه اجتماعی و نهادسازی؛
ـ توانمندسازی و مسئولیت بخشی به جوانان؛
ـ نقش نوین زنان در خانواده و جامعه لبنان؛
ـ همزیستی میان پیروان ادیان مختلف و فرهنگ گفتوگو با
مخالفان از نگاه امام موسی صدر؛
ـ فرایند نیرومندسازی مقاومت در برابر تجاوزات اسرائیل؛
ـ نسبت دین با عقل، علم و اخلاق در اندیشه امام موسی صدر؛
و...
بنا بر این فراخوان، پژوهشگران میبایست مقالات را در محیط word و به آدرس اینترنتی hamayesh@imamsadr.ir یا به دبیرخانه همایش به آدرس: مشهد، دانشگاه فردوسی، دانشکده ادبیات و علوم
انسانی، ارسال کنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 12:22  توسط قمار عشق
|
مطلبی (1) که در زیر می آید خاطره ایست از زبان صادق طباطبایی. صادق طباطبائی فرزند ارشد آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی، برادر همسر احمد خمینی و خواهر زاده امام موسی صدر رهبر ربوده شده شیعیان لبنان است. دکتر طباطبایی تحصیلاتش را در رشته ژنتیک در آلمان تا مقطع دکترا به پایان رساند و همزمان در انجمن های اسلامی دانشجویان خارج از کشور فعال بود. وی پس از پیروزی انقلاب بهمن 57 سخنگوی دولت مرحوم مهندس بازرگان و معاون وزیر کشور بود.

در یکی از روزهای بهار سال 1331 که نوجوانی 9ساله بودم، گروهی از طلبههای جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند تا با آیتالله بروجردی دیدار کنند. طلبهی جوانی که بعدها فهمیدم نواب صفوی بود سخنان تندی ایراد میکرد که هیچ چیز از آن در خاطرم نمانده است. بعدها خبردار شدم که نواب و یارانش قصد دیدار با آیتالله بروجردی را داشتند که ایشان آن ها را نپذیرفته بودند. از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیتالله بروجردی ، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهرا پدر آیتالله فاضل لنکرانی، مرجع معاصر) علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و میپرسد چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب میگویند: این آقایان میخواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهرا مرحوم آیتالله کبیر) از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است میپرسد، مگر چه اشکالی دارد؟
آیتالله بروجردی در جواب میگویند: اشکال بزرگ این امر در این جا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم میافتد، با این اسلحه میشود مقابله کرد ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم میاندازید. با این اسلحه نمیتوان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته میشود.
[1] دکتر صادق طباطبایی - خاطرات سیاسی اجتماعی (1) - نشر عروج (وابسته به موسسه نشر و تنظیم آثار امام)- تهران - 1387 - صفحه 27 .
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 16:11  توسط قمار عشق
|