سی سال عشق بس است ؟
بیروت را بسیار گفتم
که سی سال عشق بس است...
اما از پذیرفتن پوزش خواهیِ ام پوزش خواست...
نزار قبانی

بیروت را بسیار گفتم
که سی سال عشق بس است...
اما از پذیرفتن پوزش خواهیِ ام پوزش خواست...
نزار قبانی

مدتی است که از پاسخ عماد بهاور به علی افشاری در دفاع از دکتر ابراهیم یزدی می گذرد. حقیقتاً جواب جناب بهاور آنقدر جامع و کامل بود که دلیلی برای ادامه بحث نمی ماند ولی آنچه که واداشت تا این مطلب را بنویسم، جوابی بود که شهید مصطفی چمران در دفاع از دکتر یزدی بیان کرده بود که به طور کامل آن را از نوار پیاده کردم. کلام چمران جوابی است برای آنانی که کار پاکان را قیاس از خود می گیرند تکیه بر جای بزرگان به گزاف بی آنکه اسباب بزرگی فراهم کنند می زنند.

سوالی دیگری در باره دکتر یزدی ، ابراهیم یزدی شده و این دوست ما ذکر می کند با کمال تأسف که در مدت سالیان درازی که در آمریکا بوده فعالیت چشم گیری از این آدم ندیده و حتی از مجاهدین داخل هم پشتیبانی نکرده است.
دکتر ابراهیم یزدی از سال 1320 در انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه تهران فعالیت می کرد و از اولین شاگردان مهندس بازرگان و دکتر سحابی و آیت الله طالقانی بود. و از بهترین سخنورانی بود که در آن روزگار در دانشگاه تهران سخن می گفت و وقتی مبارزات ملی و میهنی دکتر مصدق به اوج خودش رسید، از کسانی بود که همیشه همراه دانشجویان جلوی رگبار گلوله و تانکها و تظاهرات به چشم می خورد و خود من شاهد بودم.
احمدی نژاد: حرکات سفرهای استانی زیر ذره بین رهبران جهان
احمدی نژاد: با نفت پنج دلار هم کشور را اداره میکنيم
احمدی نژاد: محصولی در زندگي شخصي خود موفق و با برنامه بود
احمدي نژاد: ملت ايران با چاقوي زنجان دست و پاي متجاوزان را قطع ميكند
احمدی نژاد:رفتار آقای کردان را مبتنی بر فرهنگ بسیجی دیدم
احمدی نژاد: قطب دوم استكبار در حال فروريزي است
احمدی نژاد: زندگي امروز بوش براي همه دنيا عبرت است
احمدي نژاد: تبديل دانشگاه به كارخانه توليد مدرك آفت است
احمدي نژاد: اگر به اين نتيجه برسم که کسي کوتاهي کرده، تعارف نخواهم داشت
احمدي نژاد: ما كي چنين حرفي زديم، هاله نورمان كجا بود!؟
احمدی نژاد در جلسه هیات وزیران: زن کاراته کار ایرانی نماد قهرمانی است
احمدینژاد: آنقدر قطعنامه بدهيد تا «قطعنامهدان»تان پاره شود
بسیار اتفاق می افتد که سربازی شهید شود و در مراسمش بالاجبار شرکت کنیم، تسلی دادن به خانواده عزیز از دست داده همیشه حس رضایت بخشی ایجاد می کند، اما اگر به اجبار باشد همراه با اکراه است. اما پس از حضور در مراسم وقتی غم مادر را می دیدیم و شانه های لرزان پدر را، از راحت طلبی خودمان بدمان می آمد. از اینکه درگوشه ای آرام خدمت می کنیم و دوستانمان کیلومترها آنظرف تر در در هنگ های مرزی و زاهدان و سراوان و .. اگر بی ریا بگویم گاهی اوقات از خودمان بدمان می آمد و بیشتر خدا را شکر می کردیم که خدمت بی دغدغه تری داریم.گویی مرگ جق است اما برای همسایه ظاهراً حق تر!
هفته و ماهی نیست که مرزهای شرقی کشته ندهد، و خیلی وقتها خبرش هم درز نمی کند یا اگر هم بیرون بیاید آنطوری که کسی نفهمد، چرا که کشور در اقتدار کامل است و کسی نباید در آن شک کند!!! این خبر اخیر هم اگر نبود اطلاع رسانی العربیه برای منافع خودش چه بسا متوجه نمی شدیم چه اینکه یک هفته قبل از اعلام سردار رادان در ستاد فرماندهی خراسان رضوی خبرش پیچیده بود. لابد این یک هفته (یا این هفت ماه) آقایان مشغول سبک سنگین کردن اعلام کردن یا نکردن آن بوده اند!. حرفی ندارم در جایی که گوشی نیست برای شنیدن، فقط چند جمله درددل شخصی با برادر هم لباسم که اکنون نبودنش هزینه آرامش ماست. اکنون او شنواتر از هر کسی است.
علی (ع) هنگامی که به سوی کوفه می آمد، وارد شهر انبار شد که مردمش ایرانی بودند. کدخدایان و کشاورزان ایرانی خرسند بودند که خلیفه محبوب شان از شهر آنها عبور می کند، به استقبالش شتافتند، هنگامی که مرکب علی(ع) به راه افتاد ، آن ها در جلو مرکب شروع کردند به دویدن. علی(ع) آن ها را طلبید و پرسید: " چرا می دوید، این چه کاری است که می کنید؟"
در پاسخ گفتند: " این نوعی احترام است که ما نسبت به امرا و افراد مورد احترام خود می کنیم، این سنت و یک نوع ادبی است که در میان ما معمول بوده است."
علی(ع) فرمود:" این کار شما را در دنیا به رنج می اندازد، و در آخرت به شقاوت می کشاند. همیشه از این گونه کارها که شما را پست و خار می کند خودداری کنید. به علاوه این کارها چه فایده ای به حال آن افراد دارد؟!؟"*
* داستان راستان/ جلد ۱/ صفحه ۲۰و ۲۱/ شهید مرتضی مطهری
موضوع: وضع و موقعيت سيدموسي صدر در لبنان
آنچه در پی می آید،یکی از گزارشهای ساواک در مورد امام موسی صدز در تاریخ ۱۸/۲/۵۱ است.
سيد موسي صدر كه روحاني است موقعيت عجيبي در لبنان براي خود كسب كسب نموده است كه ميتوان گفت صدر يعني قلب بيروت و قلب ملت لبنان. مردم لبنان امكان ندارد از دستور صدر سرپيچي كنند. هنگامي كه او از لبنان خارج و يا وارد لبنان ميشود تمام رجال بيروت به استقبال او حاضر ميگردند. مشاراليه در بيروت از قدرت فوقالعادهاي برخوردار است كه مافوق قدرت رئيسجمهور لبنان ميباشد. در تمام جرايد لبنان همه روزه عكس موسي صدر ديده ميشود و تمام مغازههاي بيروت و بازارهاي بزرگ چه در داخل و چه در خارج مغازه عكس بزرگي از موسي صدر در آنها ديده ميشود. در بيروت محلي است كه به نام قصر موسي صدر معروف است. چنانچه فردي سوار اتومبيلهاي مسافربري شود و به راننده بگويد قصد رفتن به قصر موسي را دارد، با احترام به آن محل ميبرند. بنا به اظهار يكي از رانندگان تاكسي موسي صدر صاحب بزرگترين قدرت در لبنان ميباشد. بنا به دستور موسي صدر مغازهها روزهاي جمعه تعطيل است و حتي صدر دستور داده بايستي اذان شيعه در راديو خوانده شود. صدر مؤسسات بزرگي در بيروت برپا كرده است. او رئيس مجلس شيعه در بيروت است و لقب امام به وي دادهاند و حتي رئيسجمهور لبنان از صدر خوف و وحشت دارد و به او پيشنهاد رئيسجمهوري كرده است. تمام قواي لشگري و كشوري و ملت لبنان فدائي موسي صدر هستند و او صاحب جان و مال و ناموس ملت لبنان است. امكان ندارد صدر دستوري صادر كند و آن دستور فوراً اجرا نشود. بنا به اظهار راننده مورد بحث قدرتي بالاتر از قدرت موسي صدر در بيروت ديده نميشود. هر آن اراده كند با هواپيما به هر نقطهاي از جهان مسافرت كند با تشريفات خاصي از او استقبال به عمل ميآيد. ضمناً هر موقع راننده تاكسي ميخواست نام موسي صدر را ببرد بسمالله ميگفت و با چه احترام خاصي از او نام ميبرد. به طور كلي موسي صدر يعني لبنان و لبنان يعني موسي صدر.
سند این نوشته را از اینجا می توانید ببینید
منبع :ماهنامه گزارش تاريخ شماره۲۰