تبليغاتX
قمار عشق

قمار عشق

داستان «صدر» و شرح صدر ما

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب

پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرا می‌دهند و بهترین آن را پیروی می‌کنند، اینانند که خدای‌شان راه نموده و اینانند همان خردمندان (زمر - ۱۷)

قبل از هر سخنی از خدای متعال می‌خواهم که به من تواضع و فروتنی برابر حقیقت، تحمل عقیده مخالف و قدرت بیان عنایت فرماید تا عقیده خویش را مصون از عقده‌ها نگاه دارم. آن‌چه در پی می‌آید توضیحاتی است برای تبیین بیشتر آن‌چه در پست قبلی‌ام نوشته بودم و توضیحی به جناب دکتر کمالیان.

آقای دکتر کمالیان!

آن‌چه در پست قبلی آمد در پی پیشنهادی بود که جنابعالی مطرح فرموده بودید و پاسخی که به آن داده شد فقط در ارتباط با آن پیشنهاد می‌باشد. اما از آن‌جا که احساس می‌کنم آن‌چه گفته‌ام، آن‌گونه که منظور من بوده است درک نشده، برای روشن‌تر شدن موضع‌ام ارائه نکات زیر را ضروری می‌دانم:

۱)همانطور که قبلاْ اشاره داشته‌ام خالصانه زحمات شما را در جهت معرفی امام موسی صدر می‌ستایم، شک ندارم فعالیت‌های بسیاری داشته‌اید که از آن‌ها کسی جز حلقه یاران نزدیکتان خبر ندارد. تلاش‌هایی که برای معرفی امام صدر صورت داده‌اید چه آن هنگامی که «تا رهایی امام موسی صدر» را می‌نوشتید - که نوشته‌هایتان را از سال ۱۳۸۱ هنوز دارم - و چه قبل‌تر از آن‌ها. پس اگر سخنی رفته از روی ناآگاهی از کوشش‌هایی که داشته‌اید - که از بسیاری از آن‌ها نیز اطلاعی ندارم - و در جهت تعیین تکلیف یا ارائه راهکار نبوده است. پیشنهادی از جانب شما مطرح شد که نظر خود را پیرامون آن بیان کرده‌ام.

۲) من اصل قضیه پیشنهاد تحصن را پیشنهاد بسیار خوبی می‌دانم اما نه در شرایط کنونی. همانطور که در مطلب قبلی‌ام آورده‌ام، اعتصاب غذا قاعدتاْ باید آخرین راه باشد و آن در زمانی که هنوز راه‌های دیگری برای پیمودن هست، حتی اگر قبول نکنیم که نامناسب هست حداقل اثر آن را کم می‌کند. منظور من پیشنهاد طی یک مسیر طولانی و یک برنامه بلندمدت نیست که به اندازه کافی زمان از دست‌رفته و فرصت سوخته داشته و تجربه‌نموده‌ایم.

به‌عنوان مثال من فکر می‌کنم قبل از این‌که پیشنهاد تحصن مطرح شود، اگر بحث تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل و یا مجلس شورای اسلامی و یا سفارت لیبی صورت گیرد بهتر است، و حتی اگر اثربخش نباشد به علت این‌که بالاخره تعدادی از رسانه‌ها را به خود جلب می‌کند، تحصن را اثربخش‌تر و خبر آن را رسانه‌ای‌تر خواهد کرد. اگر این کار هم‌زمان با جمع‌آوری طومار و امضا در جهت ارائه به مجامع بین‌المللی صورت بگیرد توجه افکار عمومی به آن بیشتر معطوف خواهد شد و وقتی افکار عمومی به مطلبی متوجه شوند، برای دولت هزینه بیشتری خواهد داشت که بخواهد از موضوع پیگیری سر باز زند. و درصورت اثربخش نبودن اقدامات ذکرشده به لحاظ این‌که افکار عمومی را درگیر خود کرده است درصورت تحصن خانواده امام موسی صدر در قم، آن را خبرسازتر خواهد کرد. پس تا اینجا با پیشنهاد شما فارغ از زمان انجام آن و این‌که «تنها راه» است یا «آخرین راه» موافقم. اگر در رد تحصن نوشته‌ام بیم آن را داشته‌ام که در شرایط کنونی با اثربخشی کم فرصت مناسبی از دست برود.

۳) بنده واقعاْ از اهتمام مسئولین به مسئله امام صدر خبر ندارم چه این‌که آن‌قدر دروغ نهادینه شده در بین مسئولین و روابط ریایی و تزویری رواج یافته که واقعاْ نمی‌توان اظهار نظری کرد. ولی اگر به اقدامات مسئولین استناد شود آن‌چه در عمل می‌بینیم هیچ است و همین بیمناک‌مان می‌کند که دولت برای این‌که برای امام صدر هزینه‌ای نپردازد دست به بایکوت خبری بزند و هرگونه اقدامی را در نطفه خفه کند و حضرتعالی بهتر از من می‌دانید که در کشوری زندگی می‌کنیم که مصلحت‌ها بر همه چیز برتری دارند. ولی با اقداماتی که در بالا ذکر شد، چون دولت با افکار عمومی نیز طرف است به ارحتی نمی‌تواند آن را در سکوت نگاه دارد و بسیار بهتر است که پشتوانه مردمی این کار افزایش یابد.

۴) سال‌ها یکی از بزرگ‌ترین مراجع این کشور، آیت‌الله منتظری که بسیاری از غلما و مراجع کنونی در محضر ایشان تلمذ کرده بودند - از جمله امام صدر که چند جلسه‌ای پیش ایشان درس گرفته بود - علیرغم نظر امام خمینی که تمایل داشتند حوزه و نظام از محضر ایشان استفاده کنند در حصر بود. چه اتفاقی افتاد؟ کدامیک از علما واکنش نشان دادند و آن‌هایی که اعتراض کردند نتیجه‌اش چه شد؟ حال، تعداد مقلدین آیت‌الله منتظری را فقط در اصفهان و نجف‌آباد با علاقه‌مندان امام موسی صدر مقایسه کنید. انعکاس رسانه‌ای حصر آیت‌الله منتظری چه حاصلی داشت؟ آیا خانواده امام صدر چنین جایگاهی در بین مردم دارد؟ پس بهتر نیست قبل از این‌کار با اقدامات کم‌هزینه‌تر که نیاز به زمان زیادی هم ندارد افکار عمومی را آماده کرد و سپس دست به تحصن زد؟

۵) همه صحبت من این است که اگر قرار است تحصن و اعتصابی هم انجام شود، با انجام مقدماتی آن را به بهترین نحو و مؤثرترین صورت برگزار کنیم و کاری نکنیم چون اکنون افسوس فرصت‌های از دست‌رفته را بخوریم که «فرصت‌ها دیر می‌آیند و زود می‌روند».

۶) اما در مورد پاراگراف آخر. بنا داشتم آن پاراگراف را حذف کنم، ولی از آن‌جا که بخشی از جواب شما بر اساس آن بوده است، دیدم با حذف آن جواب شما و شاید پاسخ برخی دیگر از دوستان را خدشه‌دار کند، لذا بر خود واجب دانستم که ضمن حفظ آن از این طریق به‌خاطر ادبیاتی که به‌کار برده‌ام عذرخواهی نمایم.

۷) اما نکته‌ای که در این مجادلات وبلاگی در این چند روز اخیر رخ داد و توجه به آن شاید تا حدی راهگشای کارمان باشد. درست است که امام صدر با شرح صدرش آن‌چنان رفتاری داشت که بسیاری از دشمنان را هم جذب می‌کرد و این رفتار صدرگونه‌اش بوده است که جاذب دیگران بوده - و خود در "عزت شیعه" از آن خاطره‌ها نقل کرده‌اید - آن هم در جامعه لبنان که مذاهب مختلف و احزاب گوناگون آزادانه فعالیت می‌کنند. چه می‌شود ما را که همگی علاوه بر اعتقادات مذهبی و دغدغه مشترک «امام موسی صدر» وجود انتقادی همدیگر را نمی‌توانیم تاب بیاوریم؟ با این حال این‌که چرا امام صدر دغدغه همه مردم نیست و یا کسانی که با ما در ارتباط مستقیم هستند امام صدر در دغدغه‌هایشان جایی ندارد را تا حدی باید در خودمان به‌عنوان کسانی که تلاش در معرفی وی را دارند بیابیم. کوتاه سخن این‌که: «برای از صدر گفتن در صدر باید خود امام صدری بود».

با این توضیحات منصفانه نمی‌دانم که اگر انتقادی به پیشنهاد شما مطرح می‌شود آن را ناشی از تحرکات مشکوک و... قلمداد نمایید، علاوه بر این‌که راه را بر نقد ممزوج با حقد و کینه می‌بندیم تا چهره‌ای مناسب از امام موسی صدر در پس رفتارهایمان ارائه کنیم.

از خداوند متعال برای شما آرزوی توفیق دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 21:6  توسط قمار عشق  | 

در مورد پیشنهاد اعتصاب غذای خانواده امام موسی صدر


آقای محسن کمالیان در جديدترين اظهارنظرش، ٱخرین و تنها راه موثر پیگیری قضیه امام موسی صدر را اعتصاب غذای خانوده محترم امام صدر در قم دانسته است :

 " پیشنهاد مشخص من در این آخرین لحظات وقت اضافه چنین است: خانواده محترم امام صدر در ایران باید در منزل پدریشان در قم، یعنی در بیت مرحوم آیت‌الله العظمی سید صدرالدین صدر، که امروز دفتر و بیرونی آیت‌الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی است، بَست بنشینند، مطالبات حساب شده‌ای را مطرح کنند و تا تحقق این مطالبات توسط ایران به شکل نامحدود اعتصاب غذا کنند. بدیهی است که با آغاز تحصن و اعتصاب غذای خانواده، صدها و بلکه هزاران تن از دوستداران امام صدر در سراسر کشور به آنان خواهند "

 

 از آنجائیکه این پیشنهاد بار اولی نیست که توسط آقای کمالیان مطرح می شود . لازم دیدم توضیحات زیر را درباره این پیشنهاد بنويسم:

 

 1) قبل از هر انتقادی دکتر محسن کمالیان را می ستایم. به خاطر تلاش هایش در جهت معرفی امام موسی صدر به جامعه ، که اگر فرض کنیم تنها کاری که در این زمینه انجام داده تألیف دو جلد کتاب "عزت شیعه" باشد - که قطعاً بیش از اینها تلاش داشته اند -  باز هم بسیار ستودنی است. چه اینکه شک ندارم برای انجام مصاحبه ها و گرداوری اطلاعات چه در ایران و چه در لبنان زحمت فراوانی متقبل شده است.

 

 2) از زمان قیام مشروطه به این طرف و حتی قبل تر از آن، در تحرکات اجتماعی که روحانیون هم حضور داشتند، با وجودی که حکومت اسلامی وجود نداشت، اما روحانیون همواره نقشی کلیدی و جریان ساز داشتند. اما ظاهراً آقای کمالیان معتقدند برای بیدار کردن وجدان های خفته علما و مراجع نیاز به اعتصاب غذای خانواده محترم امام صدر است.

 گویی باید علما را از موضوعی  آگاه کرد که خبری از آن ندارند  یا حساسیتی نشان نمی دهند . حال آنکه بسیاری از مراجع کنونی از همدرسان و همدوره های امام صدر بوده اند  و هیچ کس بیشتر از آنان امام صدر را درک نکرده است و بسیاری از آنان اذعان دارند که امام موسی صدر جزء نوابغ حوزه است.

 مراجع را نسبت به چه موضوعی باید آگاه کرد ؟  این که همدرسشان در بند است و کسی کاری نمی کند؟ مگر کاری اصلاً قرار است صورت گیرد؟

 آن اراده ای که بعد از كشيدن کاریکاتوری از یکی از روحانیون حوزه ها را تعطیل  کرد و سخت ترین انتقاد ها را بر وزیر ارشاد دولت اصلاحات وارد کرد، الان دیده نمی شود.  چرا که صاحبان و آمران آن تجمع ها و تعطیلی ها خود، بزرگترین مخالفان تئوریسين هایی از طیف سید موسی صدر هستند. چه برسد به موسی صدر که در عمل، ایمان به عقایدش را ثابت کرده است.

 از طرف دیگر، هنگامی که بسیاری از علما علیرغم حجم زیاد مطالب و مستندات مبنی بر زنده بودن امام صدر معتقدند که امام به شهادت رسیده است و انگیزه ای برای پیگیری قضیه ندارند، اعتصاب غذا چه سودی خواهد داشت؟

  من عمیقاً معتقدم که اراده ای به دلایل مختلف برای پیگیری قضیه وجود ندارد و اگر من در اشتباه باشم، بايد بسیار تأسف خورد برای روحانیونی که تکلیف شرعی شان را، در یک حکومت اسلامی، توده ها و خانواده امام موسی صدر بايد به آنها تفهیم کند.

 

 3) متأسفانه این اراده در بین دولت هم وجود ندارد؛ دولتی که برای رسیدن به انرژی هسته ای بیشترین هزینه های مادی و معنوی را متقبل شده است - آنچنان که همه اصول در برابر انرژی هسته ای فرعی بیش نیست - با این اعتقاد دولت، محمود احمدی نژاد هیچ قبحی برای خود احساس نمی کند که قدافی - کسی که عامل ربوده شدن امام موسی صدر است- را تنگ در آغوش گیرد!

 من فکر نمی کنم که دولت مصلحت ببیند که موضوع موسی صدر را پیگیری کند. لذا باز هم هیچ قبحی برای خود متصور نخواهد بود كه در صورت اعتصاب غذا دست به هر اقدامی برای متوقف کردن آن بزند واگر نتوانست، آن را بایکوت خبری کند.

 

 4) این که موسی صدر چقدر دغدغه مردم باشد، اصلاً مردم چقدر او را بشناسند، در مؤثر بودن هر گونه نافرمانی مدنی تأثیر گذار خواهد بود. این واقعيت که مردم در شرایط اقتصادی بسیار نامناسبی به سر می برند و تجمعات آرام صنفی- که در همه جای دنیا به شکل های بسیار شدیدتر آن وجود دارد و یکی از راه های احقاق حقوق اجتماعی بشمار می رود – به راحتی سرکوب می شود و به برپاکنندگان آن انگ اقدام علیه امنیت عمومی زده می شود،  به نظر شما آیا انگیزه ای برای مردم باقي مي گذارد که برای موسی صدری که نمی شناسندش - که دغدغه شان باشد- هزینه دهند؟

 

 5) آقای کمالیان شما که معتقد به فشار از پایین به بالا هستید چقدر در ایجاد موجی برای پیگیری قضیه موسی صدر سهیم بوده اید؟ چند جوان را تا بحال دور خود جمع کرده اید وچند جوان حرکت ساز را تربیت کرده اید؟ از انرژی و فکرکسانی که در سایتتان ابرازعلاقه كرده اند، یا برای انجام هر فعالیتی برای امام موسی صدر اعلام آمادگی کرده اند، چه استفاده اي كرده ايد؟

 

 6) نافرمانی مدنی در مواجهه با دولت هایی که به حقوق شهروندی توجهی نمی کنند تنها در صورتی کار ساز خواهد بود که پشتوانه ی رسانه ای داشته باشد، تا بتواند با تحت تإثیر قرار دادن افکارعمومی و جلب نگاه های سازمان های فعال حقوق بشر، مولد حرکتی باشد. اما در كشوري كه یک شبه ده ها نشریه و روزنامه بسته می شود و هر از چند گاهی بخش نامه می آید که در چه مواردی حق نوشتن ندارند (به عنوان مثال در برهه ای پرداختن به قانون مطبوعات و پس از آن داستان انرژی هسته ای) از چه تريبوني انتظار انتشار اخبار اعتصاب غذا را داريد ؟ چرا كه همه حكومت ها سعي مي كنند مانع انتشار اينگونه اخبار شوند.

  حال اگر فرض کنیم که این بایکوت خبری هم جود نداشته باشد، مگر کم بوده است تجمعاتی که به دلایل مختلف توجه رسانه های خارجی و در بعضی موارد، حتی علما را هم به خود جلب كرده است؟ اما در عمل چه شد؟ غیر از آن بود که هسته مرکزی این نافرمانی های مدنی یا از کار بر کنار شده اند و یا در کنج زندان ها به سر می برند؟

 

 7) معمولاً در روندی که براي احقاق حقوق یک صنف یا گروه از جامعه صورت می گیرد، اعتصاب غذا آخرین مرحله و آخرین حربه است واگر به هر دلیلی منجر به نتیجه مناسبی نشود- در صورتی که مراحل قبل تر از آن امتحان نشده باشد- نه تنها آخرین حربه را خنثی می کند، بلکه پل های پشت سر را هم خراب می کند.

 بر خلاف آقای کمالیان معتقدم که حتی اگر اعتصاب غذا روش مناسبی باشد، در شرایطی که از همه امکاناتمان برای احقاق حقوق خانواده صدر و بازگرداندن امام موسی صدر استفاده نکرده ايم، اين روش مناسب نیست. شاید اين که مطرح شود خانواده در این مسیر کند عمل کرده، قابل پذیرش باشد. اما اینکه بدلیل کند عمل کردن همه گزینه ها را كنار بگذاريم و آخرین گزینه را انتخاب كنيم، به لحاظ منطقی بر پایه های محکمی استوار نیست.

 

 8) حتی اگر اعتصاب غذا آخرین گام از مرحله پیگیری باشد، با توجه به رقابتی که در فضای سیاسی کشور مخصوصاً در فضای ملتهب انتخاباتی که اکنون در جریان است، وجود دارد، گروه های مختلف در جهت استفاده سیاسی از نام امام صدر تلاش خواهند کرد – بی آنکه رسالتی در خود احساس کنند و یا خود را متعهد به پاسخگویی دربرابر وعده های قبل از انتخابات، بدانند - که در این صورت باز هم خانواده آخرین برگ برنده را به راحتی از دست خواهد داد.

 با این توضیحات پیشنهاد آقای کمالیان را - لااقل در شرایط کنوني- منطقی و کاربردی نمی دانم.

* آقای کمالیان اگر وقت و انرژی خود را به معرفی امام صدر اختصاص دهند و از پتانسیل جوان های مشتاق هم در این رابطه استفاده کنند، بسیار مفید تر خواهند بود تا اینکه از گوشه گود برای خانواده امام صدر برنامه ریزی و تعیین تکلیف کنند.

http://katibeonline.persianblog.ir/

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:33  توسط قمار عشق  | 

نظم در نا"جا"

هیچ تصمیمی نداشتم که در مورد نیروی انتظامی مطلبی بنویسم ، نه برایم  جذابیتی دارد و نه دغدغه آن را دارم اما از آنجا که هفته ای را که می گذارنیم  ناجا[1] نامیده شده است  بی مناسبت  ندیدم سه خبر را از سایت ناجا عیناً و بدون هیچ گونه دخل و تصرفی منعکس کنم که نشان از نظم و انضباط !!!در نیروهای مسلح و از همه بیشتر در نیروی اننتظامی ؛ که برقراری نظم و امنیت عمومی را نیز برعهده دارد ؛ می باشد .

 ۱) کاهش 60 روزه خدمت سربازی از آبان ماه سال جاری

با تصمیم و تدبیر مراجع قانونی دوره خدمت سربازی دو ماه کاهش می یابد.       

 بر اساس این تصمیم که به رده های مختلف و مرتبط ابلاغ شده ، سربازانی که از مقطع آبان ماه امسال در حال خدمت باشند  از دو ماه کاهش دوره خدمت سربازی برخوردار خواهند شد.

 بدین ترتیب افرادی که در دوره فوق مشغول خدمت هستند باید 18 ماه به عنوان سرباز خدمت کنند. در حال حاضر و بر اساس قوانین هر فرد مذکر ایرانی باید در شرایط عادی 20 ماه خدمت نظام وظیفه انجام دهد.

 جزئیات این تصمیم طی روزهای آینده از سوی مسوولان مربوطه اعلام خواهد شد

 درج مطلب توسط : reporter

تاريخ درج مطلب : 10/5/2008

تعداد بازديد : 5128

۲) کاهش خدمت سربازی تکذیب شد

مدیر مشمولان ستاد کل نیروهای مسلح اعلام کرد: خبر کاهش مدت 60 روزه خدمت سربازی مورد تایید نمی باشد بلکه موضوع فوق در حد پیشنهاد و بررسی بوده و فعلا تصمیم و تدبیری در این خصوص ابلاغ نشده است.

 سردار سرتیپ دوم پاسدار موسی کمالی طی گفتگو با خبرگزاری مهر افزود: همانگونه که بارها به رسانه ها و از جمله خبرگزاری مهر اعلام شده است هر گونه خبر کلی در خصوص مسائل خدمت نظام وظیفه عمومی صرفا از طریق ستاد کل نیروهای مسلح و سایر مسائل اجرایی از سوی سازمان وظیفه عمومی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی اعلام خواهد شد.

 وی در پایان بار دیگر درخواست کرد با نگرش به حساسیت موضوع در این خصوص همواره رسانه ها دقت لازم را مبذول فرمایند.

درج مطلب توسط : reporter
تاريخ درج مطلب : 10/6/2008
تعداد بازديد : 816

۳) حقوق سربازان وظيفه 2 برابر مي‌شود

خبرگزاري فارس: معاون وظيفه عمومي فرماندهي انتظامي استان اصفهان گفت: امسال بر اساس طرحي ويژه حقوق سربازان نظام وظيفه دو برابر مي‌شود.

سرهنگ محمود اميني در حاشيه برگزاري دهمين نمايشگاه پليس در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان اظهار داشت: كمترين حقوق سربازان نظام وظيفه 70 هزار ريال و بالاترين آن 160 هزار ريال است. [2]

وي با اشاره به اينكه سال گذشته 36 هزار سرباز وظيفه در استان اصفهان در مقاطع مختلف تحصيلي مشمول خدمت شدند، افزود: امسال بر اساس طرح پيشنهادي و تصويب آن در مجلس ممكن است زمان خدمت نيروهاي وظيفه از 20 به 18 ماه تغيير كند.

معاون وظيفه عمومي فرماندهي انتظامي استان اصفهان با اشاره به حق ادامه تحصيل نيروهاي وظيفه‌اي كه دانشجوي انصرافي محسوب مي‌شوند، تصريح كرد: اين نيروها مي‌توانند زمان خدمت وظيفه خود را تا پايان فارغ‌التحصيلي به تعويق اندازند.

وي اعتبار بخش نظام وظيفه استان اصفهان در سال گذشته را‌ يك ميليارد و 50 ميليون ريال عنوان كرد و بيان داشت: اين اعتبار بر اساس نياز استان اختصاص يافته است.

اميني همچنين از كسب رتبه دوم كشوري استان اصفهان در بخش نظام وظيفه در سال گذشته خبر داد و خاطرنشان كرد: هم اكنون ثبت نام سربازان نظام وظيفه در استان با همكاري پليس + 10 به سرعت انجام مي‌شود.

 منبع : خبر گزاری فارس

درج مطلب توسط : reporter
تاريخ درج مطلب : 10/9/2008
تعداد بازديد : 623

 [1]  بخوانید  نا"جا"

[2] نمی دانم اطلاعات جناب سرهنگ مربوط به چه زمانی می باشد و آخرین باری که در مورد حقوق سربازانن کسب اطلاع کرده اند  کی بوده است در حال حاضر کمترین حقوقی که یک سرباز عادی (صفر ) می گیرد با احتساب کسورات مربوط به بیمه و غیره  رقمی حدود 30000 تومان می باشد !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:11  توسط قمار عشق  | 

امام موسی صدر و مردم

 بي توجهي مسئولين به پيگيري قضيه امام موسي صدر و بي مبالاتي مسئولين نسبت به جان و مال و ناموس ايراني دیگر به یک عادت تبدیل شده است . حال آنکه اگر برای يك فرد عادي در هر جاي ديگر دنيا اتفاقی می افتاد جنجالهايي برپا می شد ، و معادلات سياسي بهم مي خورد . ماجراي زهرا كاظمي را كه خاطرتان هست براي مرگ مشكوكش كه ايراني الاصل است و تبعيت كانادايي دارد روابط تهران-تورنتو چقدر دستخوش تغيير شد تا جايي كه دانشجوياني كه زماني براي ادامه تحصيل از امريكا بخاطر مشكلات ويزا گرفتن و غيره چشم مي پوشيدند اكنون از سختي ويزا گرفتن براي كانادا به آمريكا پناه مي برند ! و این اهمیت تابعیت فقط شامل زنده گان نمی شود ،  مبادله اسراي لبناني و اجساد مبارزين فلسطيني را كه خاطرتان هست 5 اسير كه شاخص ترين آن سمير قتطار ، به 440 سال حبس شده بود بعلاوه 199 جسد لبناني با جسد دو سرباز اسرائيلي مبادله مي شود . دردناك نيست دانستن اين كه جنازه دو سرباز عادي اسرائلي براي اسرائيلها اينقدر ارزشمند است که علی رغمی که این مبادله را شکستی می دانند ، باز به آن تن می دهند ولي ربوده شدن رهبر شيعيان يك كشور براي مسئولين ايراني كه تنها كشور با حاکمیت شيعي مي باشد پشت کسی را نمی لرزاند اراده ای را بر نمی انگیزد و دستی بکار نمی شود و پایی قدمی بر نمی دارد؟

اما آنچه كمي دلگرممان مي كند به راه افتادن موجي است میان مردم به ویژه جوانان که علی رغم سکوت معنا دار مسئولین و عدم نشر اندیشه سید موسی صدر هرچه می گذرد بر علاقمندان به امام موسی صدر افزوده می شود نیازی نیست راه دوری برویم مطبوعات سه چهار سال پیش را با انچه الان هست مقایشه کنید در می یابید که توجه افکار عمومی نسبا به قضیه امام موسی صدر و شناختن منظومه فکری وی به مراتب بستر شده است . در یک هفته ای که در خدمت دوستان امام صدری ام در غرفه اسوه های قرانی در نمایشگاه قرآن بودم صحنه ها و لحضات  زیبایی در خاطرم مانده است:

لحظه اي كه آن معلم بازنشسته وارد غرفه شد دستي بر عكس امام كشيد و بي اختيار شانه هايش لرزيد و سكوت  بود و ديگر هيچ و سكوت غمبارش گويا تر از هر حرفي بود

سه دختر دانشجویي بوشهری که آنچنان شيفته امام بودند كه چند بار ديگر هم امدند و با امامشان خلوت کردند .

كساني كه مي امدند و روزهاي بعد دوستانشان را مي آوردند براي ديدن غرفه و معرفی امام موسی صدر .

پسر جوان ترکی که شیفته امام بود و اصرار داشت   CD شرح صدر را بخرد اما مادرش مانع بود .

نگاههايي كه با تعجب به تصاوير سخنراني امام در كليساي كبوشين ، يا حضور در جشن فارغ التحصيلي دختران آموزشگاه پرستاري (كه بي حجاب بوند ) خيره مي ماند چرا که  مشي سید موسی صدر با انچه آنها از روحانیت دیده بودند متفاوت بود .

در میان علاقمندان به امام همه تیپی را می توانستی ببینی از پیر تا جوان ، با حجاب و شل حجاب ، دختر و پسر امام صدر در دل همه قرار داشت ، انحصاری در کار نبود ، موسی صدر امام همه بود .

وهمه اینها را که به کنار بگذاریم تصویر امام موسی صدر در دستان مردم در راهپیمایی روز قدس را که می دیدیهمه و همه نشان از به راه افتادن موجی است برای برای بازشناسی اندیشه امام صدر. موجی که خسته است از کسانی که نان نه تنها به نرخ روز می خورند که دین خورش نانشان است و معیار مسلمانی اند . موجی که دینداری ای طلب می کنند که بدرد دنیای معاصر و بخورد نه آنکه فقط در پستوی خانه ها ان را باید یافت ....

 حالا که یاد امام صدرجای خود را در دلهای مردم دارد پیدا می کند ، دیگر مهم نيست كه مسئول بخش دانشگاهي امام موسي صدر را شهيد صدر بخواند و این اشتباه را در حضور فرزند امام تكرار كند .[1]

مهم نيست  كه خطيب نماز جمعه روز قدس << مرحوم >> و <<زنده یاد>> را پيش وند نام امام صدر كند

مهم نيست كه رئيس جمهور اصولگراي !!! ما(خود را پیرو خط امام [2]می داند) قذافي اي را؛ كه آیت الله خمینی  شرط پذيرفتنش را پیگیری قضیه آقا موسي صدر بیان گرده بود ؛ سخت در آغوش گيرد و رفتار خودش و مسئولین پیگیر قضیه امام موسی صدر دل خانواده محترم امام صدر را به درد آورد ، که خانواده صدر از این بی مهری ها کم ندیده

مهم این است که موجی راه افتاده است که اراده ای دارد ستودنی که امام موسی صدر را آنچنان به جامعه معرفی می کد که خودش هست و نه انگونه که عده ای دوست دارند باشد .

مهم آن است كه امام  صدر علی رغم عدم حضور در این سی سال تاریخ حیات جمهوری اسلامی اینگونه دغدغه مردم شده است و آن قدرانديشه اش پو يا و زنده است که حتي تفكري كه در 40 سال قبل مطرح می کرده هنوز هم راه گشاست و ... شاید حالا اینکه عده ای سید موسی صدر را زنده خوش نداشته باشند بهتر فهمیده شود.

 

 
 
 

 

مطالبی با همین موضوع را در لینکهای زیر می توانید ببینید :


[1] ) مسئول محترم بخش غرفه های دانشگاهی  با مدیران شبکه خبر وارد غرفه شدند و شروع به توضیح دادن به انها کرد و از امام صدر با عنوان شهید صدر یاد کرد و چون اشتباهش را بار دوم تکرار کرد تذكر دادم که بهش خيلي برخورد اما 2 ساعت از آن نگذشته پشت تریبون و در حضور دختر گرامی امام تکرار کرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:16  توسط قمار عشق  | 

ما و امام موسي صدر

یکم حکایت به مرگ به گرفتن و به تب راضی شدن را كه شنیده اید داستان ماست . گاهی آنقدر در تنگنا قرار می گیریم که با اندک گشایشی آنچنان مشعوف می شویم که انگار که به همه آرمانهایمان رسیده باشیم . مثلا‍ً شرایط بسته سیاسی را درنظر بگیرید که درآن نقدها را عیاری نیست اگر مناظره ای بین دو نفر از عناصر دست چندم سیاسی رقیب صورت گیرد آنچنان قند توی دل مبارکمان آب می شود که گویی که فضای باز سیاسی اعلام شده باشد . گاهی اوقات در بعضی موارد آنچنان در بی خبری سیاسی یه سر می بریم که کوچکترین خبر مورد نظرمان ما را به جایی می برد که مردمان صاحب مطبوعات آزاد هم به آنجا گذر نکرده اند البته حاکمان معمولاً از اینکه سطح توقع جامعه حداقلی باشد استقبال می کنند چون تا اندک فشاری که از سوی اقشار جامعه وارد شود با دادن امتیازات کمی بحران را فرو می نشانند . مثلاً اگر صنف خاصی معترض به وضعیت حقوقی یا شرایط کاری خود باشد جزء معدود مواردی است که حکومت ها معمولاً در برخورد با معترضين از خود خویشتن داری نشان می دهند، چ.ن يك خواسته صرفاً صنفي است و نمي توان از انگ سياسي به آن چسباند . در مرحله بعدی اگر تبعاتی داشته باشد سعی می کنند که با برخورد قهری و به بهانه حفظ امنيت ملي قائله راختم به خیر کنند که اگر هزینه های این عمل زیاد باشد حکومت مهر ورز ابتداً اندکی سر کیسه ملوکانه را شل می کند سپس عاملان و هسته های مرکزی این اعتراضات را شل می کنند !

دوم اما هدف از این همه نوشته ها این بود که چند روز پیش در نمایشگاه قرآن در غرفه ای که رفقا برای بزرگداشت امام موسی صدر و شهید بهشتی بودم مراسم یادبودی گرفته شده بود برای تقدير از رسانه های قرآنی که برای اینکه اعتباري داده شود به مراسم از دکتر علیرضا بهشتی پسر بزرگوار شهید دکتر بهشتی و خانم حورا صدردخترر گرامی امام موسی صدردعوت شده بود و مجری مراسم در ابتدا و انتهای مراسم یادي کرده بود ار امام صدر و آرزوی آزادی برای وی و از آنجا که از رادیو قرآن پخش مستقیم می شد ما چقدر خوشحال شده بودیم که نام امام صدر در رادیو پخش می شود و بعد به این خوشحالی کودکانه خندیدم که چقدر در تنگنا هستیم و در سکوت را دیویی ! بسر می بریم که حتي صرف بردن نام امام صدر هم ما را خوشحال می کند و اینکه مسئولین ما چقدر کوتاهی کرده اند و با همت اندکشان سطح خواسته های ما را نازل کرده اند  اینکه اگر حتی به اندازه نیمی از همتي که رفقای ما داشتند مي داشتند ما اکنون انرژي خود را در جاي ديگري صرف مي كرديم . پرداختن به امام صدر از امور خطرناك است [1] كه حتي برخي از ابراز نظر در اين مورد هم ابا دارند [2] .

 سوم طلبتان باشد در پست بعدی 


[1]) نقل قولي از محمد علي رامين در جواب يكي از دوستان كه خواهان همياري اش بود براي برگزاري مراسم بزرگداشتي براي امام موسي صدر ، و جالبتر اينكه در راهپيمايي روز قدس كه پوستر امام صدر را در ميان دوستان ما ديده بود آنچنان بر افروخته شده بود كه گويي حسابي ديگر در ميان است .... !!!

[2] ) در بازديدي كه محمد علي ابطحي از بخش دانشگاهي داشت نه به دعوت دوستان وارد غرفه شد و سريع از آن بيرون آمد و وقتي از وي نظرش رادر مورد پيگيري قضيه امام صدر و غرفه و هر مطلبي كه مرتبط با امام موسي صدر بود پرسيده شد با يك نوع گيجي و سربه هوايي طفره مي رفت و چنن علاقه اي در ترك آن محل در وي ديده مي شد كه گمانهايي ناصوابي براي آدم متصور مي شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 17:19  توسط قمار عشق  |